انقلاب سیامی 1932

Article

July 3, 2022

انقلاب سیامی سال 1932 یا کودتای سیامی سال 1932 (تایلندی: การ ปฏิวัติ สยาม พ.. 2475 یا การ การ ปกครอง พ พ... 2475) یک کودتای توسط Ratsadon Khana (حزب مردم) بود شامل پریدی بانومیونگ و پلاک فیبونسونگکرام، که به سلطنت مطلقه پادشاهی راتاناکوسین تحت فرمان پادشاهان سیام پایان داد، در تایلند (سیام) در 24 ژوئن 1932 رخ داد. منجر به انتقال بی‌خون سیام به یک سلطنت مشروطه شد. دموکراسی و اولین قانون اساسی و ایجاد مجلس ملی تایلند. علت آن نارضایتی از بحران اقتصادی، فقدان حکومت سلطنتی مطلقه شایسته و ظهور عوام تحصیل کرده غربی بود. پادشاه پرجادیپوک هنوز بر تخت سلطنت بود و با خانا راتسادون سازش کرد. دو کودتا یک سال پس از آن، در آوریل و ژوئن در بحبوحه درگیری درون دولت بر سر طرح اقتصادی سوسیالیستی پریدی بانومیونگ و مبارزه با سلطنت طلبان رخ داد.

پس زمینه

سلطنت مطلق

از سال 1782 پادشاهی سیام توسط سلسله چاکری اداره می شد. پس از سال 1868، پادشاه چولالونگکورن (راما پنجم) یک پادشاهی قرون وسطایی را به یک دولت متمرکز سلطنتی مطلق اصلاح کرد. سلطنت شروع به تبدیل سلسله مراتب سلطنتی و اشرافی، ساکدینا، به مهم ترین جنبه سیستم سیاسی سیام کرد. در سال 1880، چولالانگکورن از اروپا خواست تا فرهنگ مدرن را آغاز کند و ترجیح قاطعانه ای برای فرهنگ آنگلوساکسون انگلیس نشان داد. در دهه 1910، پادشاه وجیراوود (راما ششم) با استفاده از رویکرد غربی، با گماشتن افراد عادی توانمندتر به دولت، به دنبال مشروعیت بخشیدن به مطلق گرایی از طریق ناسیونالیسم تایلندی بود. مشارکت معمولی اشراف و اشراف را ناامید کرد. راما ششم سیاست های نامطلوبی را اجرا کرد که نفوذ خانواده سلطنتی را کاهش داد.

سوء مدیریت راما ششم

در دوران پادشاهی راما ششم، سلامت مالی دولت از بین رفت. هزینه‌های گزاف در دربار، ناتوانی در کنترل فساد حلقه درونی پادشاه، و ایجاد سپاه ببرهای وحشی برای ترویج ناسیونالیسم به سبک مدرن، به‌طور گسترده‌ای بیهوده تلقی می‌شد. در سال 1920، سوء مدیریت مالی و رکود اقتصادی جهانی، بودجه دولتی را با کسری مواجه کرد. در سال 1925، ارشدترین شاهزادگان تصمیم گرفتند که کاهش زیادی در مخارج، به ویژه خانواده سلطنتی درخواست کنند. این نشان دهنده چالشی جسورانه برای اقتدار پادشاه مطلقه بود و منعکس کننده شدت نابسامانی مالی در سیام بود. بنابراین انتقاد این بود که راما ششم یک پادشاه مطلقه شایسته نیست و سرمایه عظیم سیاسی را هدر داد. در سال 1912، یک شورش کاخ، که توسط افسران نظامی جوان طراحی شد، تلاش ناموفقی برای سرنگونی و جایگزینی راما ششم داشت. هدف آنها سرنگونی رژیم باستانی و جایگزینی آن با یک نظام مشروطه غربی و جایگزینی رامای ششم با شاهزاده ای بود که نسبت به عقاید آنها دلسوزتر بود. شورش شکست خورد و شرکت کنندگان به زندان افتادند. وجیراود در واکنش، تلاش خود را برای اصلاح قانون اساسی رها کرد و به حکومت مطلقه خود ادامه داد، به استثنای انتصاب عده ای توانمند در شورای خصوصی و دولت.

ظهور نخبگان "عمومی" تحصیلکرده غربی

آموزش و پرورش غربی در دوران سلطنت راما پنجم رایج شد. اگرچه این هنوز تا حد زیادی به اشراف سیامی و ثروتمندان محدود می شد، اکنون راه های جدیدی برای تحرک اجتماعی در دسترس مردم عادی و اعضای اشراف پایین بود. بهترین نمونه از این ذینفعان معمولی فیبون سونگکرام است که از یک پیشینه دهقانی بود. بسیاری از باهوش ترین دانشجویان سیامی، اعم از مردم عادی و اشراف، برای تحصیل در اروپا به خارج فرستاده شدند. اینها شامل پریدی بانومیونگ، که تبار چینی-تایلندی بود، و پرایون پامورنمونتری، پسر نیمه آلمانی یک مقام تایلندی در هیئت سیامی در برلین و بعداً صفحه ای به ولیعهد که راما ششم تبدیل شد، می شود. آنها قرار بود به عضوی برجسته تبدیل شوند