طنز

Article

August 18, 2022

طنز ژانری از هنرهای تجسمی، ادبی و نمایشی است که معمولاً به صورت داستانی و کمتر غیرداستانی است که در آن رذیلت‌ها، حماقت‌ها، سوء استفاده‌ها و کاستی‌ها به تمسخر گرفته می‌شود، اغلب به قصد شرمساری یا شرمساری. افشای عیوب درک شده افراد، شرکت ها، دولت یا خود جامعه برای بهبود. اگرچه طنز معمولاً به معنای طنز است، اما هدف اصلی آن اغلب انتقاد سازنده اجتماعی است که از شوخ طبعی برای جلب توجه به موضوعات خاص و گسترده تر در جامعه استفاده می کند. یکی از ویژگی های طنز کنایه یا کنایه شدید است - به گفته منتقد ادبی نورتروپ فرای، "در طنز، کنایه ستیزه جویانه است" - اما تقلید، هجو، اغراق، کنار هم قرار دادن، مقایسه، قیاس، و مضاعف مکرر همه در گفتار طنز استفاده می شود. نوشتن این کنایه یا کنایه «ستیزه جویانه» اغلب ادعا می کند که همان چیزهایی را که طنزنویس می خواهد زیر سؤال ببرد تأیید می کند (یا حداقل طبیعی می پذیرد). طنز در بسیاری از اشکال بیان هنری یافت می شود، از جمله میم های اینترنتی، ادبیات، نمایشنامه، تفسیر، موسیقی، نمایش فیلم و تلویزیون و رسانه هایی مانند اشعار.

ریشه شناسی و ریشه

کلمه طنز از کلمه لاتین satur و عبارت بعدی lanx satura گرفته شده است. Satur به معنای "پر" بود، اما کنار هم قرار گرفتن lanx معنی را به "متفرقه یا مختلط" تغییر داد: عبارت lanx satura به معنای واقعی کلمه به معنای "یک ظرف کامل از انواع مختلف میوه ها" است. اما کلمه satura همانطور که توسط Quintilian استفاده می شود برای استفاده از آن استفاده می شود. فقط به طنز منظوم رومی اشاره می کند، ژانری سختگیرانه که شکل هگزامتر را تحمیل می کند، ژانری محدودتر از آنچه بعداً به عنوان طنز در نظر گرفته می شود. کوئنتیلیان به قول معروفی گفت که satura، که طنزی در ابیات هگزامتر است، یک ژانر ادبی کاملاً رومی است (satura tota nostra est). او از طنز یونانی آگاه بود و در مورد آن اظهار نظر می کرد، اما در آن زمان آن را چنین برچسبی نمی زد، اگرچه امروزه منشأ طنز را کمدی قدیمی ارسطوفان می دانند. اولین منتقدی که اصطلاح «طنز» را به معنای وسیع‌تر امروزی به کار برد، آپولیوس بود. برای کوئینتیلیان، طنز یک فرم ادبی سخت‌گیرانه بود، اما این اصطلاح به زودی از تعریف محدود اولیه فرار کرد. رابرت الیوت می نویسد: به محض اینکه یک اسم وارد حوزه استعاره می شود، همانطور که یکی از محققین مدرن اشاره کرده است، برای بسط فریاد می کند. و ساتورا (که هیچ صورت لفظی، قیدی یا صفتی نداشت) بلافاصله با تخصیص کلمه یونانی برای «ساتیر» (ساتیروس) و مشتقات آن گسترش یافت. نتیجه عجیب این است که "طنز" انگلیسی از کلمه لاتین satura آمده است. اما «هجو»، «طنز» و... ریشه یونانی دارند. در حدود قرن چهارم پس از میلاد، نویسنده طنزها به عنوان ساتیریکوس شناخته شد. برای مثال، سنت ژروم توسط یکی از دشمنانش «طنزپرداز در نثر» ('satyricus scriptor in prosa') نامیده شد. اصلاحات املایی بعدی اصل لاتین کلمه satire را پنهان کرد: satura تبدیل به satyra می شود و در انگلستان، در قرن شانزدهم، "satyre" نوشته می شد. کلمه طنز از satura گرفته شده است و منشأ آن تحت تأثیر شخصیت اساطیری یونانی ساتر نبوده است. در قرن هفدهم، فیلولوژیست آیزاک کازابون اولین کسی بود که بر خلاف تصور تا آن زمان، ریشه شناسی طنز را از طنز به چالش کشید.

طنز

قوانین طنز به گونه ای است که باید بیشتر از خنداندن شما انجام دهد. مهم نیست چقدر سرگرم کننده است، حساب نمی شود، مگر اینکه خودتان را حتی در حین قهقهه کردن، کمی خنده دار کنید. خنده جزء ضروری طنز نیست. در واقع انواع طنز وجود دارد که اصلاً قرار نیست "خنده دار" باشد. برعکس، همه طنزها، حتی در موضوعاتی مانند سیاست، مذهب یا هنر، لزوماً «طنزآمیز» نیستند، حتی زمانی که از ابزار طنز کنایه، تقلید، و بورلسک استفاده می کنند. حتی طنزهای سبک دل نیز «پس ذوقی» جدی دارد: برگزارکنندگان جایزه ایگ نوبل این را اینگونه توصیف می کنند که «اول مردم را بخندانند و سپس آنها را به فکر فرو ببرند».

کارکردهای اجتماعی و روانی

طنز و کنایه در برخی موارد به عنوان مؤثرترین منبع در نظر گرفته شده است