روزنامه نگاری موسیقی

Article

August 13, 2022

روزنامه نگاری موسیقی (یا نقد موسیقی) انتقاد و گزارش رسانه ای در مورد موضوعات موسیقی از جمله موسیقی عامه پسند، موسیقی کلاسیک و موسیقی سنتی است. روزنامه نگاران در قرن هجدهم شروع به نوشتن در مورد موسیقی کردند و در مورد آنچه که امروزه به عنوان موسیقی کلاسیک در نظر گرفته می شود، توضیحاتی ارائه کردند. در دهه 1960، روزنامه‌نگاری موسیقی با پوشش برجسته‌تری از موسیقی عامه پسند مانند راک و پاپ پس از پیشرفت گروه بیتلز آغاز شد. با ظهور اینترنت در دهه 2000، نقد موسیقی به طور فزاینده ای حضور آنلاین گسترده ای را با وبلاگ نویسان موسیقی، منتقدان مشتاق موسیقی و منتقدان تثبیت کننده مکمل رسانه های چاپی آنلاین گسترش داد. روزنامه‌نگاری موسیقی امروزه شامل بررسی آهنگ‌ها، آلبوم‌ها و کنسرت‌های زنده، پروفایل هنرمندان ضبط و گزارش اخبار هنرمندان و رویدادهای موسیقی است.

ریشه در نقد موسیقی کلاسیک

ژورنالیسم موسیقی ریشه در نقد موسیقی کلاسیک دارد که به طور سنتی شامل مطالعه، بحث، ارزیابی و تفسیر موسیقی است که در یک پارتیتور ساخته و یادداشت می شود و ارزیابی اجرای آهنگ ها و قطعات کلاسیک مانند سمفونی ها و قطعات موسیقی کلاسیک را شامل می شود. کنسرتو قبل از حدود دهه 1840، گزارش در مورد موسیقی توسط مجلات موسیقی مانند Allgemeine musikalische Zeitung (تأسیس شده توسط یوهان فردریش روچلیتز در سال 1798) و Neue Zeitschrift für Musik (تأسیس شده توسط Robert Schumann در سال 1834) و مجله Londonurs انجام می شد. به عنوان The Musical Times (در سال 1844 با عنوان The Musical Times و Singing-class Circular تأسیس شد). یا توسط خبرنگاران در روزنامه های عمومی که موسیقی بخشی از اهداف اصلی نشریه را تشکیل نمی دهد. به عنوان مثال، یک منتقد موسیقی با نفوذ انگلیسی در قرن نوزدهم، جیمز ویلیام دیویسون از تایمز بود. آهنگساز هکتور برلیوز همچنین نقدها و انتقاداتی را برای مطبوعات پاریس در دهه‌های 1830 و 1840 نوشت. روزنامه‌نگاری موسیقی هنری مدرن اغلب با در نظر گرفتن تئوری موسیقی از بسیاری از عناصر متنوع یک قطعه یا اجرا مطلع می‌شود، از جمله (در مورد یک آهنگسازی) فرم و سبک آن، و برای اجرا، استانداردهای تکنیک و بیان. این استانداردها، برای مثال، در مجلاتی مانند Neue Zeitschrift für Musik که توسط رابرت شومان تأسیس شد، بیان شد و امروزه در ستون‌های روزنامه‌ها و مجلات جدی مانند The Musical Times ادامه دارد. عوامل متعددی از جمله رشد آموزش، تأثیر جنبش رمانتیک به طور کلی و در موسیقی، محبوبیت (از جمله "وضعیت ستاره" بسیاری از نوازندگان مانند لیست و پاگانینی)، در میان دیگران - منجر به افزایش علاقه به موسیقی در میان مجلات غیر تخصصی و افزایش تعداد منتقدان حرفه ای با درجات متفاوتی از شایستگی و درستی. دهه 1840 را می‌توان نقطه عطفی در نظر گرفت، زیرا منتقدان موسیقی پس از دهه 1840 عموماً موسیقی‌دان تمرین نمی‌کردند. با این حال، نمونه های متقابل عبارتند از: آلفرد برندل، چارلز روزن، پل هیندمیت، و ارنست کرنک. همگی از تمرین‌کنندگان مدرن سنت موسیقی کلاسیک بودند و همچنین درباره موسیقی می‌نوشتند (یا می‌نوشتند).

کلاسیک

در اوایل دهه 1980، «زمانی که نقد موسیقی کلاسیک آشکارا شروع به محو شدن» از رسانه ها کرد، کاهش در کمیت نقد کلاسیک شروع شد. در آن زمان، روزنامه های پیشرو هنوز معمولاً یک منتقد ارشد موسیقی را استخدام می کردند، در حالی که مجلاتی مانند تایم و ونیتی فیر نیز منتقدان موسیقی کلاسیک را به کار می گرفتند. اما در اوایل دهه 1990، منتقدان کلاسیک در بسیاری از نشریات کنار گذاشته شدند، تا حدی به دلیل "کاهش علاقه به موسیقی کلاسیک، به ویژه در میان جوانان". موسیقی از فرهنگ‌هایی غیر از فرهنگ خودشان، مانند راگا‌های هندی و آثار سنتی ژاپنی.: viii, 173  در سال 1990، موسسه موسیقی جهانی با چهار منتقد موسیقی نیویورک تایمز مصاحبه کرد که معیارهای زیر را در مورد نحوه رویکرد به موسیقی قومی ارائه کردند: یک بررسی باید موسیقی را با انواع دیگری از موسیقی که خوانندگان می شناسند مرتبط کند