جنگ صد ساله

Article

June 28, 2022

جنگ صد ساله (به فرانسوی: La guerre de Cent Ans؛ Picard: Dgère d'Un Chint Ans؛ 1337–1453) مجموعه ای از درگیری های مسلحانه بین پادشاهی های انگلستان و فرانسه در اواخر قرون وسطی بود. این از ادعاهای مورد مناقشه بر تاج و تخت فرانسه بین خاندان سلطنتی انگلیس پلانتاژنت و خاندان سلطنتی فرانسه والوا سرچشمه می گیرد. با گذشت زمان، جنگ به یک جنگ قدرت گسترده‌تر تبدیل شد که شامل جناح‌هایی از سراسر اروپای غربی بود که بوسیله ناسیونالیسم در حال ظهور در هر دو طرف تقویت شد. جنگ صد ساله یکی از مهم ترین درگیری های قرون وسطی بود. به مدت 116 سال، که با چندین آتش بس قطع شد، پنج نسل از پادشاهان از دو سلسله رقیب برای تاج و تخت بزرگترین پادشاهی در اروپای غربی جنگیدند. تأثیر جنگ بر تاریخ اروپا ماندگار بود. هر دو طرف نوآوری‌هایی در فن‌آوری و تاکتیک‌های نظامی، از جمله ارتش‌های حرفه‌ای ایستاده و توپخانه، ایجاد کردند که جنگ را برای همیشه در اروپا تغییر داد. جوانمردی که در طول درگیری به اوج خود رسیده بود، متعاقباً کاهش یافت. هویت‌های ملی قوی‌تر در هر دو کشور ریشه دوانید، که متمرکزتر شدند و به تدریج به عنوان قدرت‌های جهانی مطرح شدند. اصطلاح "جنگ صد ساله" توسط مورخان بعدی به عنوان دوره‌بندی تاریخ‌نگاری برای احاطه کردن درگیری‌های مرتبط اتخاذ شد و طولانی‌ترین درگیری نظامی در تاریخ اروپا را ساخت. . جنگ معمولاً به سه مرحله تقسیم می شود که با آتش بس از هم جدا می شوند: جنگ ادواردیا (1337-1360)، جنگ کارولین (1369-1389)، و جنگ لنکستریان (1415-1453). هر یک از طرفین متحدان زیادی را به درگیری کشاندند که در ابتدا نیروهای انگلیسی غالب بودند. خاندان والوا در نهایت کنترل فرانسه را حفظ کرد و پادشاهی های فرانسوی و انگلیسی که قبلاً در هم تنیده بودند، پس از آن جدا باقی ماندند.

نمای کلی

ریشه ها

علل اصلی درگیری را می توان در بحران قرن چهاردهم اروپا جستجو کرد. انگیزه شروع جنگ افزایش تدریجی تنش بین پادشاهان فرانسه و انگلیس بر سر قلمرو بود. بهانه رسمی، سؤالی بود که به دلیل قطع شدن خط مستقیم مردانه سلسله کاپتی مطرح شد. تنش بین تاج‌های فرانسه و انگلیس به قرن‌ها پیش باز می‌گشت و به ریشه‌های خاندان سلطنتی انگلیس می‌رسید که به دلیل ویلیام فاتح دوک نورمن که در سال 1066 پادشاه انگلیس شد، منشأ فرانسوی (نورمن و بعداً آنژوین) داشتند. بنابراین، پادشاهان از نظر تاریخی دارای عناوین و سرزمین‌هایی در داخل فرانسه بودند که آنها را تابع پادشاهان فرانسه می‌کرد. وضعیت فیف های فرانسوی پادشاه انگلیس منبع اصلی درگیری بین دو پادشاهی در طول قرون وسطی بود. پادشاهان فرانسوی به طور سیستماتیک به دنبال بررسی رشد قدرت انگلیس بودند و به محض ایجاد فرصت، زمین‌ها را از بین می‌بردند، به‌ویژه زمانی که انگلستان با اسکاتلند، متحد فرانسه، در جنگ بود. دارایی های انگلیسی در فرانسه از نظر اندازه متفاوت بود و در برخی موارد حتی قلمرو سلطنتی فرانسه را نیز کوچکتر می کرد. با این حال، تا سال 1337، تنها گاسکونی انگلیسی بود. در سال 1328، شارل چهارم فرانسه بدون پسر یا برادر درگذشت، و یک اصل جدید، قانون سالیک، جانشینی زنان را ممنوع کرد. نزدیکترین خویشاوند مرد چارلز، برادرزاده او ادوارد سوم انگلستان بود که مادرش، ایزابلا، خواهر چارلز بود. ایزابلا با قاعده مجاورت خون ادعای تاج و تخت فرانسه را برای پسرش کرد، اما اشراف فرانسوی این موضوع را رد کردند و معتقد بودند که ایزابلا نمی تواند حقی را که از آن برخوردار نیست منتقل کند. مجمعی از بارون های فرانسوی تصمیم گرفتند که به جای ادوارد، یک فرانسوی بومی تاج را دریافت کند. بنابراین تاج و تخت به جای آن به پسر عموی پدری چارلز، فیلیپ، کنت والوا رسید. ادوارد اعتراض کرد اما در نهایت تسلیم شد و برای گاسکونی ادای احترام کرد. اختلافات بیشتر فرانسه با ادوارد، فیلیپ را در اردیبهشت 1337 وادار کرد تا با شورای بزرگ خود در پاریس ملاقات کند. توافق شد که گاسکونی دوباره به دست فیلیپ بازگردانده شود، که باعث شد ادوارد ادعای خود را برای تاج و تخت فرانسه تجدید کند، این بار با زور اسلحه.

فاز ادواردی

در تی