کولی شماره 1 (فیلم 1995)

Article

June 28, 2022

کولی شماره 1 یک فیلم کمدی ماسالا هندی زبان محصول 1995 به کارگردانی دیوید داوان و نویسندگی رومی جافری و کادر خان است. در این فیلم گوویندا، کاریسما کاپور، کادر خان، شاکتی کاپور، هاریش کومار، ساداشیو امراپورکار و ماهش آناند با موسیقی آناند-میلیند به ایفای نقش می پردازند. این فیلم یکی از اولین فیلم های موفق کاپور بود. گوویندا جایزه ویژه هیئت داوران جایزه ستاره اسکرین را برای بازی در این فیلم به عنوان "بازیگر دهه" دریافت کرد. با گذشت سالها، این فیلم به یک فیلم کلاسیک در تاریخ فیلم هندی تبدیل شده است و اکنون یک فیلم کالت محسوب می شود. این فیلم بازسازی فیلم تامیلی چینی مپیلای محصول 1993 است. در سال 2020، داوان با پسرش وارون داوان، سارا علی خان و پرش راوال فیلمی با همین نام را بازسازی کرد.

طرح

پاندیت شادیرام غارجوده (ساداشیف امراپورکار) یک خانواده داماد احتمالی را برای مالتی چودری (کاریسما کاپور) می آورد. اما وقتی پدرش چودری هوشیار چند (قادرخان) متوجه می شود که آن خانواده ثروتمند کثیف نیستند، به غرجوده توهین می کند. او عهد می کند که برای تکبر و غرور هوشیار چند درس عبرت بدهد. در راه خانه، شادیرام غرجوده با راجو کولی (گوویندا) یک باربر ایستگاه اتوبوس برخورد می کند که با افتخار نشان خود - "Coolie No. 1" را می پوشد. راجو در میان باربران همکارش به قهرمانی معروف است و اخیراً یک فروشنده مواد مخدر ماهش (ماهش آناند) را دستگیر کرده است. وقتی راجو تحت تأثیر عکس مالتی قرار می‌گیرد، غارجوده نقشه‌ای می‌کشد تا باربر فقیر را با مالتی ازدواج کند و انتقام او را بگیرد. راجو با راهنمایی غارجوده و کمک بهترین دوستش دیپاک مکانیک (هاریش کومار) در نقش شاهزاده سنگاپور، کونوار ماهندرا پراتاپ سینگ مهتا ظاهر می شود و قلب مالتی را به دست می آورد. در این روند، خواهر مالتی، شالینی (کاآنچان) با دیپاک می‌افتد. هوشیار چاند مالتی را با راجو ازدواج می کند، بدون اینکه بداند او فقط یک باربر فقیر است. هنگامی که راجو پس از عروسی با مالتی به خانه برمی گردد، وانمود می کند که "پدرش" گاجندرا پراتاپ سینگ مهتا (کولبوشان خربندا) او را به دلیل ازدواج بدون رضایت او از خانه بیرون انداخته است. مالتی سعی می کند با تشویق ماهندرا بهترین استفاده را از موقعیت ارائه شده داشته باشد که باعث می شود او احساس گناه کند. وقتی هوشیار چند برای دیدن دختر و دامادش به شهر می‌آید، اما راجو را به عنوان یک آدم خونسرد در ایستگاه اتوبوس می‌بیند، مشکل دو چندان می‌شود. هوشیار چند غوغایی ایجاد می کند و می گوید که راجو کلاهبرداری است که به عنوان یک شاهزاده ثروتمند ظاهر شده و با دخترش ازدواج کرده است. راجو خود به خود وانمود می کند که هوشیار چند را نمی شناسد و او را فراری می دهد. راجو با لباس ماهندرا به خانه می آید و توضیح می دهد که هوشیار چاند باید برادر دوقلوی خود راجو را دیده باشد که پدرش به دلیل اعتیاد به الکل و قمار او را بیرون انداخت. هوشیار چند این داستان را می‌خرد و تصمیم می‌گیرد شالینی را با راجو ازدواج کند تا هر دو دخترش زندگی ثروتمند کثیفی داشته باشند. راجو مدام دچار مشکل می شود زیرا او می تواند در یک زمان فقط در یک مکان باشد. یکی از این اتفاقات، راجو، مالتی و هوشیار چاند را مجبور می‌کند تا برای کانوار ماهندرا پراتاپ سینگ مهتا شکایت گمشده‌ای ارائه کنند. بازرس راکش پاندی (تیکو تالسانیا) نسبت به وضعیت بدبین می شود و شروع به باور می کند که راجو و برادر دوقلویش ماهندرا همان شخص هستند. ماهش پراتاپ مهتا توسط پدرش گاجندرا پراتاپ سینگ مهتا به دلیل فعالیت های مجرمانه اش طرد شده است. ماهش برای اینکه به او و راجو برگردد، به گاجندرا چاقو می زند و راجو را برای همین قاب می کند. بازرس پاندی وارد می شود تا او را دستگیر کند، اما راجو به او اطلاع می دهد که گاجندرا هنوز زنده است و نیاز به مراقبت های پزشکی جدی دارد و به دنبال آن او از بازداشت پلیس فرار می کند. راجو به سمت دیپاک می دود و هر دوی آنها نقشه ای می کشند تا وانمود کنند که پرستاری از سنگاپور هستند تا جان گاجندرا را نجات دهند، زیرا این تنها دلیل بی گناهی راجو است. در بیمارستان، بازرس پاندی به هوشیار چاند، مالتی و شالینی می گوید که راجو فقط یک باربر فقیر است که وانمود می کند کونوار ماهندرا پراتاپ سینگ مهتا است. راجو و دیپاک در حالی که تلاش می‌کنند گاجندرا را نجات دهند، با مالتی برخورد می‌کنند، هوشیار چاند و شالینی که می‌آید تا فرزند متولد نشده شالینی را که به خاطر دیپاک آمده بود، سقط کند. راجو به مالتی به کلاهبرداری خود اعتراف می کند و او او را می بخشد. هوشی