انکار نسل کشی ارامنه

Article

June 26, 2022

انکار نسل کشی ارامنه ادعایی است مبنی بر اینکه امپراتوری عثمانی و حزب حاکم آن، کمیته اتحاد و ترقی (CUP) علیه شهروندان ارمنی خود در طول جنگ جهانی اول نسل کشی نکرده اند - جنایتی که در شواهد زیادی مستند شده و توسط آن تأیید شده است. اکثریت قریب به اتفاق علما عاملان این نسل کشی را در حین انجام آن انکار کردند و مدعی شدند که ارامنه به دلایل نظامی اسکان داده شده اند، نه نابود شده اند. پس از نسل کشی، اسناد مجرمانه به طور سیستماتیک از بین رفتند و انکار سیاست هر دولت جمهوری ترکیه از سال 2022 بوده است. با وام گرفتن از استدلال‌هایی که CUP برای توجیه اقدامات خود استفاده می‌کند، انکار بر این فرض استوار است که «جابه‌جایی» ارامنه یک اقدام مشروع دولتی در پاسخ به قیام واقعی یا تصور شده ارمنی‌ها بود که موجودیت امپراتوری را در زمان جنگ تهدید می‌کرد. منکران ادعا می کنند که CUP به جای کشتن ارامنه قصد اسکان مجدد آنها را داشته است. آنها ادعا می کنند که تعداد کشته ها اغراق آمیز است یا این کشته ها را به عوامل دیگری مانند جنگ داخلی ادعایی، بیماری، آب و هوای بد، مقامات محلی سرکش، یا گروه های کرد و قانون شکن نسبت می دهند. رونالد گریگور سانی، مورخ، استدلال اصلی را اینگونه خلاصه می کند: «هیچ نسل کشی وجود نداشت و ارامنه مقصر آن بودند». انکار معمولاً با "لفاظی از خیانت، تجاوز، جنایت و جاه طلبی ارمنی" همراه است. یکی از مهم ترین دلایل این انکار این است که نسل کشی امکان ایجاد یک دولت-ملت ترک را فراهم کرد. به رسمیت شناختن آن با افسانه های تأسیس ترکیه در تضاد است. از دهه 1920، ترکیه برای جلوگیری از به رسمیت شناختن رسمی یا حتی ذکر نسل کشی در کشورهای دیگر تلاش کرده است. این تلاش‌ها شامل میلیون‌ها دلار صرف لابی‌گری، ایجاد مؤسسات تحقیقاتی، و ارعاب و تهدید می‌شود. انکار بر سیاست های داخلی ترکیه نیز تأثیر می گذارد و در مدارس ترکیه تدریس می شود. برخی از شهروندان ترکیه که نسل کشی را تصدیق کرده اند به دلیل "توهین به ترکی بودن" تحت پیگرد قانونی قرار گرفته اند. تلاش یک قرنی دولت ترکیه برای انکار نسل کشی آن را از سایر موارد نسل کشی در تاریخ متمایز می کند. آذربایجان همچنین نسل کشی را انکار می کند و علیه به رسمیت شناختن آن در سطح بین المللی مبارزه می کند. اکثر شهروندان و احزاب سیاسی ترکیه در ترکیه از سیاست انکار دولت حمایت می کنند. انکار نسل کشی به مناقشه قره باغ کوهستانی و همچنین خشونت مداوم علیه کردها در ترکیه کمک می کند.

پس زمینه

حضور ارامنه در آناتولی از قرن ششم قبل از میلاد، تقریبا دو هزار سال قبل از حضور ترکیه در این منطقه، مستند شده است. امپراتوری عثمانی عملاً با ارامنه و سایر غیرمسلمانان به‌عنوان شهروندان درجه دوم تحت حکومت اسلامی رفتار می‌کرد، حتی پس از اصلاحات قرن نوزدهم تنظیمات که قصد داشت وضعیت آنها را برابر کند. در دهه 1890، ارمنی‌ها با گرویدن اجباری به اسلام و تصرف زمین‌های فزاینده مواجه شدند، که منجر به پیوستن تعداد انگشت شماری به احزاب انقلابی مانند فدراسیون انقلابی ارمنی (اف. در اواسط دهه 1890، قتل عام حمیدیان توسط دولت حداقل 100000 ارمنی را کشت و در سال 1909، مقامات نتوانستند از کشتار آدانا جلوگیری کنند که منجر به کشته شدن حدود 17000 ارمنی شد. مقامات عثمانی هر گونه مسئولیتی را در قبال این قتل عام رد کردند و قدرت های غربی را به مداخله و ارامنه را به تحریکات متهم کردند، در حالی که مسلمانان را قربانیان اصلی معرفی کردند و عاملان آن را مجازات نکردند. همین انکارها بعداً برای انکار نسل کشی ارامنه به کار گرفته شد. کمیته اتحاد و ترقی (CUP) در دو کودتا در سال 1908 و 1913 به قدرت رسید. در این بین، امپراتوری عثمانی تقریباً تمام قلمرو اروپایی خود را از دست داد. در جنگ های بالکان؛ CUP خیانت مسیحی را مسئول این شکست دانست. صدها هزار پناهنده مسلمان در نتیجه جنگ ها به آناتولی گریختند. بسیاری از آنها در استان های شرقی ارمنی نشین اسکان داده شدند و نسبت به مسیحیان خشم داشتند. در اوت 1914، نمایندگان CUP ظاهر شدند